جونت بشم صلوات بفرست
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا...
درباره وبگاه

تمامی مطالب این وبلاگ مورد تایید همسر شهید حسن انتظاری می باشد.
خرسندیم که ایشان با نظرات و راهنمایی های خوب خود ما را همراهی می کنند.
*****************
این وبلاگ هر 5 روز یک بار به روز رسانی می شود.
*****************
در صورتی که تمایل دارید با ما همکاری داشته باشید می توانید از طریق ایمیل زیر با ما ارتباط برقرار کنید.
hasanentezari93@gmail.com
*****************
خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهاى فرهنگى-هنرى بروید
و پذیراى جوانها باشید.
با روى خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. مدارا کنید. ممکن است ظاهر زننده‌اى داشته باشند.
بعضى از همینهائى که در استقبالِ امروز بودند و شما الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائى بودند که در عرف معمولى به
آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد.
حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه،
دل، متعلق به این جبهه است؛
جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمانهاست.
او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است،
نقصهاى این حقیر باطن است؛ نمى‌بینند
گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم
آیا تو چنان که مینمائى هستى؟
ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهى از منکر هم میکند؛ نهى از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.
بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید.
***بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب، آیت الله خامنه ای***
موضوعات

زندگی نامه شهید حسن انتظاری (۶)
شهید حسن انتظاری (۴۳)
وصیت نامه شهید حسن انتظاری (۳)
شهادت در راه خدا (۱۰)
کمک برای برپایی روضه (۱)
110 گناه روزمره (۲۰)
احادیث در مورد شهید و شهادت (۷)
آیات قرآن در مورد شهادت و شهید (۳)
شهید احمد علی نیری (۳)
فواید صلوات (۲)
نامه قاسم سلیمانی به معصومه آباد (۱)
مرحومه فهیمه بابائیانپور (۱)
شهید صادق زاده (۱)
آمنه وهاب زاده (۱)
شهید رضا میرزائی (۱)
داستان های جالب (۶۷)
توهین به پیامبر اسلام (۱)
حاج کاظم میر حسینی (۲)
شهید عزالدین (۱)
شهید محمد معماریان (۱)
ختم زیارت عاشورا (۲)
تکاور شهید ابوالفضل عباسی (۱)
شهید علی کمیلی فر (۱)
جنگ نرم (۲)
بیانات رهبری (۹)
معصومه اباد (۱)
شهید سید مرتضی دادگر (۱)
مادر شهیدان فاطمی و رهبری (۱)
زندگی امام خامنه ای (۱)
حدیث و سخن بزرگان (۱۳)
مناسبت های تقویم (۴۸)
شهید احمدی روشن (۱)
ازدواج (۷)
شهید ناصرالدین باغانی (۱)
جملات تکان دهنده (۲۹)
شهید حجت الله نعیمی (۱)
شهید عباس بابایی (۲)
شهید آیت الله سید محمدرضا سعیدی (۲)
شهید مرحمت بالازاده (۱)
شهید همدانی (۱)
قاری شهید محسن حاجی حسنی (۱)
شهدای مدافع حرم (۶)
میثم مطیعی (۱)
متفرقه (۳۱)
آیت الله بهجت (۲)
شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی) (۱)
بقیه ی شهدای عزیز (۲۴)
آیت الله مجتهدی تهرانی (۲)
حاج حسن تهرانی مقدم (۱)
آرشیو مطالب
نماز اول وقت
نویسنده خادم الشهدا در شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۴۳ ق.ظ | ۰

هر چقدر نمازی که به تأخیر افتاده، عالی و غلیظ بخونی، باز آخرش میشه مثل قیام مختار، که با اون همه خدمتگزاری، مُهر توّابین بهش خورد!
نماز اول وقت، یعنی با حسین در کربلا بودن!!
یعنی «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولَٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ »
( واقعه / ۱۰ و ۱۱)
زمان مناسب را دریاب!

 #راضیه_طرید
@sobhnebesht



برچسب‌ها: جملات تکان دهنده , جملات فلسفی کوتاه , جملات مذهبی , سردار بزرگ الغدیر شهید حسن انتظاری ,
زن در برابر نامحرم از دیدگاه قران
نویسنده خادم الشهدا در جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۰۳ ق.ظ | ۰

1- خداوند منان در سوره احزاب آیه 32 می فرماید:

«زن در برابر نامحرم نباید با نرمی و به صورت هوس انگیز سخن بگوید

2- در سوره نور آیه 31 می فرماید:

«زن در هنگام راه رفتن چنان با ادا و اطوار و تحریک آمیز راه نرود که نامحرم را متوجه خودش نماید.»

3- در سوره قصص آیه 25:

«خداوند غیور؛ رعایت نمودن وقار و حیاء زن را در هنگام راه رفتن مورد تشویق قرار داده است.»

4- و در سوره زخرف آیا 18 می فرماید:

«زنان در لابلای زینت پرورش یافته اند و علاقه شدیدی به زینت آلات دارند.» 1

اگرچه علاقه به زیور در حد متوسط و اعتدال برای زن عیب نیست و جزء طبیعت او می باشد و اسلام آن را برای شوهر تأکید نموده است، ولی منظور قرآن کریم زنانی هستند که به تزیین و زیور علاقه زیادی نشان می دهند. بطوری که بسیاری از اوقات به فکر اینگونه امورند و مسائل اخلاقی و شرعی را نزد نامحرم و بیرون از منزل و محل کار رعایت نمی کنند.

5- درباره فلسفه و علت رفت و آمد نکردن مرد با زن نامحرم و روبه رو نشدن آن دو با یکدیگر، قرآن کریم می فرماید:

«ذلِکَ اَظهَرُ لِقُلوُبِکُم وَ قُلوُبِهِنَّ».

«این رو به رو نشدن و سخن نگفتن شما با زن نامحرم برای پاکی دل های شما مردان و هم برای پاکی دل های زنان بهتر است.» 2


پیوندها:

1 - مانند این آیات – آیه 53 سوره احزاب

2 - احزاب، آیه 53


منبع: کتاب " پاسخ به پرسشهای جوانان " ، نوشته اسدالله محمدی نیا



برچسب‌ها: جملات تکان دهنده , جملات فلسفی کوتاه , جملات کوتاه و آموزنده , شهید حسن انتظاری ,
مرد هم برای مرد نامحرم می شود؟
نویسنده خادم الشهدا در يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۳ ق.ظ | ۱



برچسب‌ها: جملات تکان دهنده , جملات فلسفی , جملات فلسفی کوتاه , جملات مذهبی , داستان های آموزنده , سردار بزرگ الغدیر شهید حسن انتظاری ,
آیت الله بهجت و زیارت عاشورا!!!!
نویسنده خادم الشهدا در شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۹ ق.ظ | ۰

امام حسین علیه السلام



برچسب‌ها: امام حسین , زیارت اربعین , سختی قبر , سخنان آموزنده , شهید حسن انتظاری ,
خاطره ای از سردار شهید مهندس مهدی باکری
نویسنده خادم الشهدا در پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۷ ق.ظ | ۱

بهش گفتم:

«توی راه که بر میگردی،یه خورده کاهو و سبزی بخر.»

گفت:

«من سرم خیلی شلوغه،می ترسم یادم بره.روی یه تیکه کاغذ هر چی می خواهی بنویس بهم بده.»

همون موقع داشت جیبش را خالی میکرد.

یک دفتر چه یادداشت ویک خودکار در آورد گذاشت زمین


برداشتمشان تا چیزهایی که می خواستم،برایش بنویسم،یک دفعه بهم

گفت:

«ننویسی ها!»

جاخوردم،نگاهش که کردم،به نظرم عصبانی شده بود!گفتم:

«مگه چی شده؟!»

گفت:

«اون خودکاری که دستته،مال بیت الماله»

گفتم:

«من که نمی خواهم کتاب باهاش بنویسم!دو-سه تا کلمه که بیش تر نیست»

گفت:

«نه!!.»

خاطره ای از سردار شهید مهندس مهدی باکری؛(فرمانده لشکر 31 عاشورا)!



برچسب‌ها: بیت المال , جملات تکان دهنده , خاطرات جنگ , داستان های کوتاه آموزنده , شهید حسن انتظاری ,
فهمیدم تا حالا، کارم برای خدا نبوده !
نویسنده خادم الشهدا در پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۱۹ ق.ظ | ۲

  آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی از علما درجه یک مشهد بودند، زمان طاغوت از من دعوت کردند که برای تدریس روش کلاس داری به مشهد بروم و طلبه های مشهد را آموزش دهم. من خانه قم را دادم و برای یک سال خانه ای در مشهد اجاره کردم. یک عهدی با امام رضا (علیه السلام) بستم که یک سال هرگونه کلاسِ درسی شامل : حوزه ، دانشگاه و دبیرستان در مشهد داشته باشم ، هیچ حقوق و تشکری (از کسی) نخواهم ، در عوض شما از خدا بخواه من آخوند مخلص بشوم.

بعد از سه چهار ماه سر کلاس طلبه ها بودم و هنگام خروج به علت اینکه کلاس شلوغ بود، یکی از طلبه ها مرا دید و جلو تر از من خارج شد، من دوست داشتم که احتراماً به من تعارف کند. در همین لحظه متاثر شدم که بر عَهد خود نبودم و فهمیدم که اخلاص نداشتم. رفتم و گوشه ای از مسجد نشستم و با خود فکری کردم و سپس نزد آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی رفتم و گفتم که یادتان هست که به گفته ی شما به اینجا آمدم، چند ماه نیز تدریس کردم و هیچ حقوقی هم نگرفتم؛ اما امروز فهمیدم خَسِرَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةَ شدم ؛ نه پول گرفتم و نه آخرت را بدست آوردم .

ایشان پرسیدند چرا؟! گفتم چون هنگام خروج دیدم به من تعارف نشد یه جوری شدم به ذوقم خورد . فهمیدم تا حالا، کارم برای خدا نبوده ، ایشان بعد از این داستان شدیدا به گریه افتادند ، آنچنان گریه می کردند که اشک از محاسن ایشان می چکید. رو کردند به من گفتند : برو حرم به امام رضا (علیه السلام ) بگو متشکرم که وسط عمرم به من فهماندی که اخلاص ندارم؛ من دارم گریه می کنم برای خودم، نکنه در 80 سالگی ، دم در، کسی به من محل نگذاره تو ذوقم بخوره !.

[سیدجواد بهشتی، خاطرات محسن قرائتی، جلد 1، موسسه درسهایی از قرآن، بهار 83]



برچسب‌ها: خدایا شرمنده ام , داستان های آموزنده , داستان های جذاب , داستان های پند آموز , داستان های کوتاه آموزنده , شهید حسن انتظاری ,
اگه می دونستی همین نان خشک چه طعمی داره! (شهید چمران)
نویسنده خادم الشهدا در سه شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۲۱ ق.ظ | ۲

  همیشه برای غذا دادن به او مشکل داشتیم. اصلاَ او خجالت می کشید بگوید من گرسنه ام یا برایم غذا تهیه کنید. غذا هم همیشه نبود. آن روز بعدازظهر بود که وارد پادگان مریوان شد و بعد از حال و احوال به سراغ کارهایش رفت. نزدیک های غروب، دیدم صورت دکتر سیاه شده و تب و لرز هم دارد. گفتم: «چی شده دکتر؟خدای نکرده مریضید؟» گفت: «چیزی نیست.» بیمارستان دور بود اگر میخواستیم به آنجا برویم، باید با گارد می رفتیم و می آمدیم. گفتم: «بفرستم دکتری، چیزی بیاورند؟» گفت: «نه،نه عزیزم. فقط گرسنه ام!» گفتم: «از کی؟» گفت: «فکر کنم سه روزی می شه.»

یعنی.... از سه روز پیش که من رفته بودم مأموریت، تا حالا چیزی نخورده بود!!! رفتم تمام پادگان را گشتم. غذایی پیدا نکردم شهر هم در محاصره بود و نمی شد بیرون رفت. روزها می شد،اما شب ها نه. هر چه گشتم حتی یه دانه خرما یا قندی که بشود چای را با آن شیرین کنم،پیدا نکردم. خجالت کشیدم برگردم. رفتم به خانمش که آنجا بود، گفتم: «به دکتر بگو چیزی پیدا نکردم، اگه اجازه می ده بریم توی شهر براش خرید کنیم.» گفته بود: «نه،لازم نیست. بگردین نان خشک های ته سفره ی بچه ها رو برام بیارین.» رفتم نان خشک هایی را که کپک نزده بود،سوا کردم،آب زدم و با شرمندگی گذاشتم جـلوی او و گفتم: «خـجالت می کـشم بگم نـوش جان.» تکه ای نان برداشت، گذاشت توی دهانش، چشم هایش را مانند کسی که مشغول خوردن بهترین غذاهاست بسـت و شروع به جویدن نان کرد. بعد خندید و گفت: «اگه می دونستی همین نان خشک چه طعمی داره، هیچ وقت به خودت اجازه نمی دادی همچین حرف بزنی؟» و بعد با خونسردی و لذت نان خشک ها را خورد.

[ چمران مظلوم بود، به کوشش علی اکبری ، انتشارات یازهرا، چاپ هفتم ،زمستان 93 ، ص 39]



برچسب‌ها: خاطرات جنگ , خاطرات دفاع مقدس , خاطرات شهدا , داستان ها آموزنده , داستان های جذاب , شهادت , شهید حسن انتظاری ,
اگر بدانی کی نظر می کند به سوی تو!
نویسنده خادم الشهدا در شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۰۹ ق.ظ | ۰

  اگر ما مناجات حق تعالى و ولىّ نعم خود را به قدر مکالمه با یک مخلوقِ عادى ضعیف، اهمیّت دهیم، هرگز این قدر غفلت و سهو و نسیان نمى کنیم. و پُر معلوم است که این سهل انگارى و مسامحه ناشى از ضعف ایمان به خداى تعالى و رسول و اخبار اهل بیت عصمت است؛ ... از حضرت باقر العلوم علیه السلام منقول است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

وقتی بندة مؤمن به نماز بایستد خدای تعالی نظر به سوی او کند- یا فرمودند خدای تعالی اقبال به او کند- حتی منصرف شود. و رحمت از بالای سرش سایه بر او افکند و ملائکه فرو گیرند اطراف و جوانب او را تا افق آسمان و خدای تعالی ملکی را موکّل او کند که بایستد بالای سر او و بگوید: ای نمازگزار، اگر بدانی کی نظر می کند به سوی تو و با کی مناجات می کنی، توجّه به جایی نمی کنی و از موضعت جدا نمی شوی هر گز».

[ امام خمینی –ره –آداب الصلوه ، موسسه نشر امام خمینی ، چاپ دوم ، 1372 ، ص 39]



برچسب‌ها: راز و نیاز با خدا , رهبر معظم انقلاب , سخن بزرگان , سخنان آموزنده , سردار بزرگ الغدیر شهید حسن انتظاری , مناجان نامه ,
چهار پناهگاه برای مصون ماندن از چهارچیز!
نویسنده خادم الشهدا در شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۰۰ ق.ظ | ۰

عن الصادق علیه السلام : قَالَ‏ : عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ

 حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده اند: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیمناک است چرا به چهار پناهگاه برای مصون ماندن از آن چهار چیز مراجعه نمی کند !

عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ العَدُو کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ‏ شما که از دشمن می ترسید ، چرا پناه نمی برید به حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیل؛؟ این که می گوید پناه ببرید به حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیل یعنی چه؟ یعنی همچنانی که آن مسلمانان صدر اسلام، پناه بردند به حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیل؛

اولاً در دلِ خود معتقد شدند به اینکه وقتی که در راه خدایند ،خدا برای کمک به آنها کافی است .

ثانیاً بر طبق این اعتقاد عمل هم کردند، با همان حال زخمی (پس از شکست در جنگ احد مجدداً ) به طرف میدان جنگ راه افتادند.

اینجاست که خداوند آنان را از شر دشمن حفظ خواهد کرد. چطور؟ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا آنان که گفتند حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیل؛ نتیجه اش این شد که : فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ فَانْقَلَبُوا یعنی برگشتند بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ هم نعمت آوردند یعنی از آنها غنیمت گرفتند و فضلٍ و زیادتی از سوی پروردگار که احساس پیروزی و احساس قدرت کردند. لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ هیچ ضرری هم به آنها نرسید. وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى لا إِلهَ‏ إِلَّا أَنْتَ‏ سُبْحانَکَ‏ إِنِّی‏ کُنْتُ‏ مِنَ‏ الظَّالِمِینَ‏ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ‏.

این ذکر لا إِلهَ‏ إِلَّا أَنْتَ‏ ذکر شریف حضرت یونس به پروردگار است (در ظلمات بطن حوت) عبارت وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ نشان می دهد که نجات از غم با این توسل، مخصوص حضرت یونس نبود، برای همه است. می فرماید: من تعجب می کنم از کسی که دچار همّ و غم است، دچار اندوه است چطور به این آیه متوسل نمی شود «لا إِلهَ‏ إِلَّا أَنْتَ‏ سُبْحانَکَ‏ إِنِّی‏ کُنْتُ‏ مِنَ‏ الظَّالِمِین» (سوره انبیاء آیه 87). ( زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ‏) توجه به خدای متعال و اعتراف به ظلم و تنزیه پروردگار خاصیتش همین است که غم را از بین می برد. وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُکِرَ بِهِ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ به کسانی که علیه آنها افرادی توطئه کردند و مکاری و سیاست بازی کردند و برای او دام درست کردند ، می فرماید : تعجب می کنم چنین کسی چرا به این آیه شریفه پناه نمی برد ؟

« أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ » (سوره غافر آیه 44) ... زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: یَقُولُ بِعَقِبِهَا فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر (فرعونیان) مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45) این عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ؛

این در باره آن دو برادری است که دارای بوستانی بودند که یکی تفاخر می کرد و می گفت در قیامت هم همین ها مالِ ماست . صبح که سراغ باغ خود رفت ، با باغی سوخته مواجه شدو آن برادر مؤمن اورا نصیحت می کند که چرا وقتی که دیدی اموال تو افزون شده نگفتی ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ. وقتی که می بینید نعمتی را خدای متعال به شما داده، این را از آن خدا بدانید و ماشاء الله بگویید. (خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: أنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ( عسی در آیه حتم و یقین است) اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی پس (بدان که) حتما خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

[ روایت از امالی شیخ صدوق ص 55 ، شرح حدیث از امام خامنه ای درمقدمه درس خارج 24/1/93 و 25/1/93 ]



چهار کلمه از هفت هزار کلمه !
نویسنده خادم الشهدا در پنجشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۲ ق.ظ | ۰

روزی لقمان به فرزندش گفت: فرزندم! من هفت هزار کلمه حکمت آمیز آموختم، اما تو چهار کلمه بیاموز و حفظ کن که اگر به آنها عمل کنی، برای سعادت تو کافی است:

1. کِشتی خود را محکم بساز که دریا بسیار عمیق است.

2. بار خود را سبک کن که گردنه و گذرگاهی در پیش داری که گذشتن از آن بسیار دشوار است.

3. زاد و توشه بسیار بردار که سفرت بسیار دور و دراز است.

4. عملت را خالص گردان و کار را فقط برای رضای خدا انجام بده که قبول کننده عمل، بسیار بینا و داناست.

[ منبع : برگزیده ای از پندهای لقمان حکیم، ص 46 ]



برچسب‌ها: جملات آموزنده , جملات تکان دهنده , جملات فلسفی کوتاه , جملات مذهبی , داستان های آموزنده , داستان های پند آموز , سردار بزرگ الغدیر شهید حسن انتظاری , شهید حسن انتظاری ,
لینک دوستان ما
آخرین مطالب وبگاه
پیوندهای روزانه
طراح قالب
شهدای کازرون